محمد رضا واليزاده معجزى

31

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

وجود دارد كه مورد مطالعه او بوده است . جواهر خانم از محمد على ميرزا صاحب دخترى شد كه او را صفيه سلطان ناميدند و اين دختر بعد از فوت محمد على ميرزا - كه در سال 1237 در طاق بستان فوت كرد و پسر بزرگش محمد حسين ميرزا به فرمان فتحعلى شاه جانشين پدر شده بود - نزد برادرش نصر اللّه ميرزا كه از طرف محمد حسين ميرزا حشمت الدوله در لرستان [ حاكم ] بود ، به سر مىبرد و چون حسين خان ساكى - كه مقتدرترين خوانين لرستان در آن زمان بود - به محمد على ميرزا خدمت زياد كرده بود ، لذا با اجازه حشمت الدوله و نصر اللّه ميرزا هم جواهر خانم به عقد حسين خان درآمد و هم صفيه سلطان با شهمراد خان پسر حسين خان ازدواج كرد . ولى اين ازدواج‌ها هم ديرى نپائيد ، زيرا شهمراد خان بعد از چند ماه از اسب سقوط كرده ، فوت كرد و خود حسين خان هم در توطئه‌اى كه طوايف بالا گريوه عليه او كرده بودند ، به طرز بسيار فجيعى به قتل رسيد و جواهر مجددا بيوه شد . آخرين ازدواج او با خان جان خان والى بود كه در محل خود به آن اشاره كرده‌ايم . نگارنده از سرنوشت صفيه سلطان ، دختر محمد على ميرزا دولتشاه ، اطلاع كاملى ندارد . همين‌قدر از پدرم شنيدم كه بعد از مردن پسر حسين خان برادرانش او را به يك نفر از اشراف كرمانشاه شوهر داده بودند و پدرم مىگفت كه چندبار به اتفاق عمويم اسد خان به خانه پسران او در كرمانشاه رفته‌ايم ، ولى نگارنده نمىدانم پسران او چه كسانى بوده‌اند . غرض از ذكر اين مقدمات اين بود كه بالاخره برادران و اقوام زن لرستانى شاهزاده محمد على ميرزا از تندى و سخت‌گيرى او به ستوه آمده و شكايات زيادى از او به فتحعلى شاه تقديم داشته بودند و در مسافرتى كه شاهزاده به تهران رفته بود ، فتحعلى شاه آن شكايات را به او داده بود كه رضايت شاكيان را فراهم كند . محمد على ميرزا وقتى از تهران به لرستان مراجعت كرد ، شاكيان را - كه غالبا از اقوام همسر لرستانى او بودند - در مجلسى كه بيشتر بزرگان و خوانين لرستان در آن شركت ، داشتند حاضر آورد و آن‌گاه خطاب به لرستانيان گفت : « شما در اوقاتى كه با همديگر نزاع مىكنيد و در نزاع عده‌اى كشته مىشوند ، بعدا چگونه با همديگر صلح مىكنيد ؟ آنها در جواب گفتند : « قربان رسم ما لرستانيان اين است كه يك يا چند دختر در عوض خون مقتول به وارثين او مىدهيم و دشمنى ما مبدل به دوستى و يگانگى مىشود . » محمد على ميرزا در جواب آنها ، خطاب به شاكيان گفت : « شما فرض كنيد كه من با شما نزاع